فیلمنامه مادر لورئا

دسامبر 13, 2019 by بدون دیدگاه

فیلمنامه مادر لورئا در 100 قسمت آماده تولید است.

خلاصه فیلمنامه مادر لورئا

ادوارد مورانته مردی ثروتمند است که می تواند به عنوان هیئت امنای کلیسای مهم مریم مقدس در دهکده معروف کاتولیکی که به عنوان قطب پرورش افکار کاتولیک در کشور است جایگاه ویژه ای در کلیسای مریم مقدس برای خود ایجاد کند و دارای مقام ویژه ای در آنجا شده . او بعد از سالها صاحب فرزند دختری بنام لورئا می شود رشد لورئا مقارن با تعصبات ویژه مسیحی کاتولیک است که بر فضای دهکده حاکم می باشد. لورئا از همان کودکی به خدمت کلیسا در می آید .

اوبسیار با تدبیر است . از کودکی منطق ویژه خود را دارد و در مورد ادیان مختلف بسیار تحقیق می کند .

سخنوری تواناست و می تواند از جایگاه پدر به خوبی برای بالا کشیدن خود استفاده کند؛ بخشی از سریال به کودکی لورئا اختصاص دارد که جریانات خاص سیاسی و مذهبی زمان او ذهنیت خاصی را در وی ایجاد می کند.

لورئا بزرگ شده و مراسم سوگند خود را به عنوان مادر یادمی کند . او از همان جوانی به خاطر ویژگی های منحصر به فرد خود در درس و بحث و نیز خدمات شایسته ای که در صلیب سرخ انجام می دهد به عنوان مادر مقدس و سرپرست راهبه های کلیسای مریم مقدس که قدیمی ترین و مهم ترین کلیسای منطقه به لحاظ حضور مداوم رهبران بزرگ کاتولیک است در می آید . لورئا دیدگاه های به روز خود را به مردم عادی می آموزدو در لفافه و تاثیر گذار روی راهبه ها هم اثرات عمیقی می گذارد . مردم شایستگی ها و فداکاری های لورئا رامی بینند و جای ویژه ای در دل مردم باز می کند .

او در مورد ظهور اسلام می داند و معتقد است عیسی مسیح پسر خدا نیست بلکه بنده شایسته خداوند از مادرپاک دامن بنام مریم مقدس است او صلیب را که یک نشانه مهم در گردن مادر یک کلیساست از گردن باز می کند و در مراسم ویژه ای که مختص بزرگان کلیساهای اطراف است حضور می یابد که منجر به بحث و انتقادشدیدی در مورد او می شود . این انتقاد بیشتر از جانب مادرانی است که سالها عمر خود را وقف کلیسا های مختلف نمودند تا به مقام لورئا برسند اما نشده و حسادت آغاز گرمخالفت ها علیه لورئا می شود . لورئا سنت تجرد خادمان کلیسا را مردود می دادند و در خفا با پسری که از کودکی او را دوست داشته و اکنون پدر یکی ازکلیساهای دهکده است پیمان مقدس زناشویی می بندد . او فرامین پیامبر محمد ص را نیز در کنار فرامین مسیح به انسانها می آموزد. او معتقد است هنوز مسیحی کاملی نیست تا مسلمان شود و رسالت های ناتمامی دارد که باید به سرانجام برساند . لورئا کتابی در وصف عقاید عیسی مسیح ع و اشتباهات روحانیون کلیسا درتربیت و تاثیر روی انسان های جامعه می نگارد اما بلاخره رهبران کلیسا متوجه کارهای او می شوند و از پدر لورئا می خوندبه عنوان یک مسیحی معتقد که دارای مقام ویژه ای هم هست مادر لورئا را در انظار عموم به صلیب مجازات بکشد . لورئا در آتش جهل می سوزد و بخشی از بدنش در تابوت نگهداری می شود) چون مقام مادر کلیسای مریم مقدس را داشته( و نمی توانند کل بدنش را به رسم آنچه با مسیح شد بسوزانند . این حکم اسقف اعظم بود . کتاب مادر لورئا که قبل از مرگش در زیر زمین خانه دفن شده بود در خرابه های منزلی که بعد از مرگش آن را تخریب میکنند می ماند . چهارصد سال بعد گروهی از دانشجویان جهانگرد وارد دهکده کاتولیک نشین می شوند .تا از کلیسا موزه معروف مریم مقدس بازدید کنند .در شبی که در دهکده می مانند روایت هایی از بومیان در مورد زنی که شیطان روحش را تصاحب کرده بود می شنوند رنا کنجکاوانه وناخودآگاه درگیر ماجرا شده و به دنبال سنگ قبر مادر لورئا در گورستان متروکه ای می رود که عموما انسانهای نالایق را در آن دفن کرده اند ! رنا با دیدن چهره ای که روی سنگ قبر لورئای مرتد کشیده شده به

شباهت بیش از حد خود به مادر لورئا پی می برد! لذا وارد خرابه های خانه ای که از نظر ساکنان شیطانی ونفرین شده است می شود و ساختمان فرو می ریزد . دختر زیر آوار می ماند آواری که به زیر زمین خانه جایی که مملو از کتاب است منتهی می شود . اهالی فکر می کنند شیطان او را به دام انداخته اما این دختر متوجه دست نوشته ها مادر لورئا می شود وسه روز زیر آوار می ماند و به ناچار یادداشت های مادر لورئا را ورق می زند و از خدا می خواهد اگر لورئا حق بود راه نجات او را پیدا کند و او نیز در مقابل برای احقاق حق لورئا بکوشد . بعد از سه روز بخشی دیگر از خرابه ها فرو می ریزد و راهی کوچک باز می شود که ظاهرا چند صد سال قبل کنده شده . دالانی کوتاه که دختر می تواند به سختی راهی برای گریز بیابد . )راهی که همسر لورئا پیش تر فرزندش عیسی را از آنجا متواری ساخته( . او می تواند بخشی از میراث لورئا را از زیر زمین به صورت پنهانی خارج کند . هیچ کس از سرنوشت او با خبر نمی شود . …. به همراه تعدادی کتاب قدیمی از آن دهکده می گریزد و به کشور خود باز می گردد . روزها مطالعه در مورد کتاب لورئا به آنجا ختم میشود تا تصمیم می گیرد این کتاب را در سرزمین خود چاپ کند . کتاب مادر لورئا با طرفداران بسیاری مواجه می شود تا جایی که مترجمان زیادی ابراز علاقه می کنند تا آن را ترجمه و به چاپ برسانند . بلاخره این کتاب به دست پاپ هم می رسد . از طرفی تعدادی از محققان مسیحی برای بحث و تفحس آن را به شورای ویژه کلیسا می برند .

عقاید لورئا مورد احترام و نقض عده ای از بزرگان قرار می گیرد یکی از روحانیون با نفوذ عقاید لورئا را درک ومی پذیرد . روحانی متعجب از شباهت بیش از حد این دختر به مادر لورئا همکاری های لازم را جهت آزمایشDNA از نمونه باقی مانده از جسد مادر لورئا انجام می دهد و سرانجام در کمال ناباوری کلیسا و منتقدان وموافقان و مخالفان متوجه نسبت فامیلی لورئا با این دختر که ناخود آگاه به این سفر رفته می شوند . منتقدان این اتفاق را نشانه ای از حکمت های الهی و براعت لورئا می دانند وتحقیقات کاملی در مورد همسر و فرزندو نوادگانش انجام می دهند اسقف اعظم به خاطر باور عقاید مادر لورئا دستور به مرمت و بازسازی خانه لورئا وساخت تندیس یادبود او را جلو کلیسای مریم مقدس که اکنون موزه ای مهم محسوب می شود می دهد . مادر لورئا با عقایدش طرفداران جهانی بسیاری می یابد و نهضتی جدید را در درک آئین مسیح و تبادل فرهنگ ادیان به وجود می آورد .

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.